مرد مامانی

 

این عکس حسینه........

پارسال عید ۹۰ شیراز......

الان که تو رایانه دیدمش،خیلی خوشحال شدم،چون پسرم خیلی نسبت به پارسالش مرد شده،تازه انگشتهاش هم نمیخوره

خلاصه گذاشتمش تو وبلاگ تا شما هم این تفاوتو ببینید.

www.salamdarya.blogfa.com

پشت هر کوه بلند
سبزه زاریست پر از یاد خدا
و در آن باغ کسی می خواند
که خدا هست، دگر غصه چرا؟!؟!...
آرزو دارم:خورشید، رهایت نکند
غم، صدایت نکند
ظلمت شام، سیاهت نکند
و تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست حضرت دوست جدایت نکند...

زندگی زیباست........

زندگی زیباست

به شرط آنکه زیبا ببینیم و بیندیشیم

گردش حسین

دیروز با حسین و باباییش و مامان بزرگش و عمو محسنش به بیرون از شهر رفتیم.

حسین خیلی ذوق کرده بود

اصلا اونجا اذیتم نکردو بهونه نگرفت

توی آب هم نرفت

گذشته از همه اینها خیلی خوش گذشت،جای شما سبز

www.salamdarya.blogfa.com

www.salamdarya.blogfa.com

شغل جدید حسین

این روزها حسین بدجوری خودشو گرفتار کرده.

صبح زود که بیدار میشه یکی یکی عروسکهاش رو تو ماشین میذاره و این ور و اونور میبره.عروسکهای بیچاره با این رانندگی افتضاح حسین مدام تصادف میکنن.بین خودمون بمونه(حسین گواهینامه نداره).خلاصه حسین شغلش شده مسافرکشی.

راستی پریشب هم کچلش کردیم.

كشلي حسين

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

عشق دستمال کاغذی به اشک

 
دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطره ات طلاست
یکم از طلای خود حراج میکنی؟
عاشقم...
بامن ازدواج میکنی؟؟؟؟
اشک گفت:ازدواج اشک و دستمال کاغذی!!؟؟
تو چقدر ساده ای خوش خیال کاغذی
توی ازدواج ما تو مچاله میشوی
چرک میشوی و تکه ای زباله میشوی
پس برو و بیخیال باش
عاشقی کجاست تو فقط دستمال باش
دستمال کاغذی دلش شکست
گوشه ای کنار جعبه اش نشست
گریه کرد و...گریه کرد و...گریه کرد
از تن سفید و نازکش دوید خون درد
آخرش دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت
چون که درمیان قلب خود
دانه های اشک کاشت.